|
شمیم بهشت از دور می رسد .
|
سلام عشق من ، سلام ترانه من ، سلام گل من
می بینم باز هم چهارشنبه اومد و به یاد تو افتادم
دلم هواتو کرده ، هوای لبخندت رو ، هوای چشمات رو
هوای با تو بودن رو ، دلم هوای لبات رو کرده دوباره
که مث گل شکفته می شن و ازشون قند میریزه
مونس ، مونس ، مونس
بدجوری دلم تنگه ، دیگه خسته شدم از زندگیم
یادم میومد بهت امیدواری میدادم بهت انگیزه میدادم
اما حالا خودم موندم و با یه دنیا غم ، یه دنیا افسردگی
نمیدونی چقدر به یه پناه نیاز دارم به یه آغوش گرم
به نوازشهای بیصدا ، به بوسه های ریز و آرووم
به دستایی نیاز دارم که بگیرمشون تو دستام
تا احساس امنیت کنم ، قرار بگیرم
خدا میگه با اسم من دلاتون آرووم میشه
ولی کنار تو بودن هم بهم آرامش میده
مونس مونس مونس
مونس تنهایی من

~~~~~~~~~~~~~~~
مرا بوسه اي زن
در اين شام تاريك و تنهايي تلخ نيازمند آغوش گرم توام
مرا بوسه اي زن از آن راه دور
كه اين بستر خالي از عطر تو مرا ميكشاند به آغوش بغض
مرا ميفشارد به ديوار درد
مرا ميبرد تا خيالات گنگ
دلم تنگ آغوش پر مهر توست
مرا بوسه اي زن از آن راه دور...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
مونس ، روز زن و روز مادر رو بهت تبریک میگم !
الهی عید خوبی داشته باشی عزیزم !
درپناه خدا شاد و تندرست باشی !

سلام مونس
باز هم دلتنگتم
دو روزه چشم براهتم
دو روزه چشام به دره
دو روزه گوشهام به زنگ تلفنته

دو روزه قلبم بد جوری می زنه
دو روزه منتظرتم
منتظرم تا بیایی
که به حرفهای دلت گوش بدم
منتظرم که بیایی و دلم آروم بگیره
یه روزه دیگه هم صبر می کنم
نگران شدم
الهی سر زنده و سلامت باشی
فکر کردم تو این چهار شنبه مقدس می بینمت
اما باز هم انگار قسمت نشد
قربونت بشم ، دوستت دارم
باز هم صبر می کنم واسه دیدنت

نام من چیست ؟ همان نام تو !
نام تو چیست ؟ همان نام من !
من در تو محو و تو در من محو !
من در تو نیست شدم و تو در من نیست !
من از قالبم خارج شدم و به قالب تو وارد شدم !
وتو ...!و من شمیلا هستم و تو ...!
چه زیباست در قالب کسی بودن و دوست داشتن او !
چه زیباست او را به زیبایی های دنیا برتری دهی !
آری من کماکان در تو محو هستم
تا زمانی که تو مرا از خود برانی !
و آن موقع تازه از تو جدا خواهم بود
و باز هم تو را دوست خواهم داشت !

و باز هم تجربه !
نمی دونم تا کی آدم میتونه تجربه کسب کنه !؟
آخه تا کی باید دروغ شنید !
تا کی باید صبر کرد ؟
غم مخور عزیزم !
الهی هر چی خیره برات پیش بیاد !
مطمئنم بهترین انتخاب برای تو پیش میاد !
سن مناسب ، تحصیلات عالی ، شغل عالی ، امکانات عالی ،
با اخلاق و مناسب ، عاشق خانواده
الهی هر جا که هستی خوشبخت و شاد باشی !
به امید اون روز زیبا و دوست داشتنی !
عاشق خوشبخت شدن توام !
عاشق لبخند توام !
عاشق رضایت دلت هستم !
می فهمم وقتی از انتخابی کاملاْ راضی باشی !
برق چشات بهم میگه !
و تو لیاقت بهترین ها رو داری و من ایمان دارم !

منتظم تا بیایی !
گره از عقده هام باز کنم !
دوستت دارم !

سلام به چهار شنبه عزیز !
سلام به چهارشنبه گلم
خوبی ؟
از مونس چه خبر ؟
خوبه ؟

نمیدونی چقدر دلم واسش تنگ شده !
اگه دیدیش سلام منو بهش برسون !
بگو منتظرشم !
دوستت دارم !
قربانت !
شمیلا !
سلام مونس
باز هم دلتنگم
نمیدونم چرا اینقدر زود دلتنگت میشم
نمیدونم کی چهرشنبه ای دیگه میاد و می بینمت
شاید دیگه نتونم ببینمت
واااااااااااااااااااااای، اصلاْ نمی خوام فکرش رو هم بکنم !
دلم برای حرف زدن با تو تنگ شده !
نمیدونی بغض چطور گلومو فشار میده !
دارم میترکم !
آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه !
چشمام خسته هستند ، دیگه توان نشستن ندارم !
دیگه تحمل هیچی رو ندارم !
داشته هام که هیچ بودند ، همین هیچ ها هم دارند از دستم میرن !
خواستم گوشی رو بردارم و باهات حرف بزنم اما روم نشد !
می ترسم بگی اه این چه زود دختر خاله شد !
میدونم که هیچ وقت نمیگی !
اما دیگه ازت خجالت میکشم !
مونس مراقب خودت باش !
دوست دارم !
سلام مونس
خوبی ؟!
ببخش منو !
قول میدم دیگه ناراحتت نکنم !
قصد نداشتم دلت رو بشکنم !
منو ببخش !
از این به بعد فقط باهات دردودل می کنم !
نمیدونی چقدر عصبی و ناراحتم !
مونس تنهاییم ! میدونم تو هم تنهایی !
چقدر بده که آدم دور و برش کلی آدم باشند اما نتونه به یکی از اونها حرف بزنه !
فقط تویی که میای می تونم هرچی ته ته دلمه واست بریزم بیرون و عقده هام را وا کنم !
ای ای ای مونس ! خیلی خوبه هر از چند گاهی باهات حرف میزنم !
انگار یه کامیون بار غم رو سرازیر می کنم !
نمی دونی چقدر راحت میشم ، وقتی باهات حرف میزنم !
من بی وفا نیستم ، نمی خوام باشم هرگز !
اما خدا میدونه که بعضی وقتها آدم خیلی چیزها رو نمیتونه به نزدیک ترین فرد بهش، بگه
اما به یه دوست میتونه !
اون هم دوستی که ماهی یکی دوبار فقط می بینتش !
من رو ببخش سرت رو درد آوردم !
نامه ات رو چندین و چند بار خوندم
فهمیدم که من اشتباه کردم نه تو !
باید متین بود و صبور !
نباید هر چی که تو دل آدمه به زبون آورد یا نوشت !
قشنگی عشق به اینه که تو دل و قلبه آدم باشه نه روی زبون آدم !
ور گرنه این همه آدم شب و روز بهم میگن دوستت دارم !
اما دوست داشتن قلبی کجا و زبونی کجا !
حق با توئه مونس ، ممنونم که من رو متوجه اشتباهم کردی !
قول میدم که باهات دردودل کنم
و دلت رو نشکنم و با دلت بازی نکنم !
خوشبختی و موفقیت تو ، شادی و آسودگی تو ، آرزوی قلبی منه !
تو رو به خدا می سپارم ، دعا می کنم آینده ای سرشار از موفقیت و سعادت پیش روی تو باشه !
به امید فرداهای زیبا و زیباتر برای تو و خانواده ات !
راسته که آدم به عشق واقعیش نمیرسه !
جواب در نگاه بغض آلود من نهفته است !
به زودی می نویسم برای تو همدم تنهایی من ، مونس من !
به چهارشنبه مقدس قسم ، دوستت دارم !
می دانم و می دانی ، اما ...

سلام مونس ، سلام همدم
سلام همکلام ، سلام همراز
نمیدونم چطور ازت تشکر کنم
شرمنده این همه محبتهای تو هستم
خجالت زده روی تو هستم
میدونم که هرکاری که می کنی ،
روش فکر می کنی
با تمانینه و اندیشه قدم بر می داری
همیشه اینطور بودی
میدونی علاقه ها ، محبتها ، دوستیها مثل غنچه هستند
که کم کم با تغذیه و نور شکوفا میشن و رشد می کنند
برای ما هم مستثنی نبوده و نیست
نمی دونستیم روزی دوستی و محبت دور
به همکلامی و همرازی و دردودل نزدیک میشه
نمیدونستیم دیوار بلندی که می خواستیم حائل بینمون بشه
حالا دورمون کشیدیم و خودمون در اون قرار گرفتیم
میدونم دوست داشتن تو ، اصل دوست داشتنه
میدونم قلب آدم ها اگه حرف نزنه چشاشون گواهه قلبشونه
حرفهات رو با جون و دل قبول می کنم
مثل یه دوست خوب ، دوستت دارم
و هرکاری که بتونم برای این دوست خوبم انجام میدم
واسه پیشرفتش ، واسه زندگیش ، واسه کارش ،
میدونی از چی خوشحالم ،
از اینکه هنوز دوست تو باقی موندم
از اینکه هنوز محرم رازهاتم
از اینکه هنوز میتونم دردهاتو به جونم بخرم
از اینکه بتونم آرومت کنم
از اینکه بتونم واسه خوشبخت شدنت
اجازه داشته باشم تا واست دعا کنم
مطمئنم که از اعتماد به تو هیچوقت پشیمون نمیشم
من هم سعی می کنم به دوستیمون فکر کنم
نه چیز دیگه !
فقط باهات دردودل می کنم یا اینجا یا ...
از خدا می خوام کمک کنه تا بتونم موفق بشم
و بتونم لیاقت داشته باشم که دوست تو باقی بمونم
من هم برای تو آرزوی موفقیت و شادی و سلامت دارم
هم برای تو و هم خونواده ات !
خوشبخت و دلشاد باشی !
خیلی دوستت دارم !

شانه هایت را کم دارم ولی
تا اشکهایم رو همچون دانه های تسبیح
گوی گوی ، سیر سیر
روانه شانه های خسته تو کنم
دانه های اشکند که ثنای تو می گویند
از تو تقدیر می کنند
تو را ، تنها تو را می جویند

سرم هوای تو دارد و بس
غم آلوده به سویت روانه نمی شوم
می دانم که لبخندت با اشکهای من گم می شود
نمی دانی چقدر دلم گرفته
پوچی مونس من گشته و پاهای من
سست شده اند و یارای قدم پیش گذاشتن ندارند
نمی دانم بغض قلبم را چگونه پاره کنم
کاش شانه های تو را داشتم
کاش دستان نوازشگر تو همراهم بود
کاش چشمان بی تاب من نور تو را می دید
شانه هایت را کم دارم ولی
آه یک آه تنها یک آه بخاطر نداشتن شانه هایت !
سلام بهترین دوست من
روز تولدت ، روز چشم باز کردن به این دنیا
روزی که با قدم هات به این دنیا به زندگی خیلی ها
امید بخشیدی و براشون هدیه ای الهی بودی ،
رو به تو و عزیزترینهات تبریک میگم

امیدوارم روز به روز شاهد تولد شکوفه های زندگی تو باشم
بهترینم از صمیم قلبم به تو و خونواده عزیزت تبریک میگم
هرچند باز هم امسال مثل سه سال گذشته
نتونستم هدیه ناقابل تو رو بهت برسونم
اما منتظرم دیر یا زود بیای که تقدیم تو کنم
می دونم که ارزش تو بیشتر از اینهاست
که هدیه ای کوچک سزاوار تو باشه
می دونی که چقدر دوستت دارم
از صمیم قلبم برات آرزوی بهترین ها رو دارم !
در پناه خدا دلشاد و سربلند باشی !
به امید روزهای قشنگ تر و زیباتر برای تو عزیز مهربان !
بوسه يعني وصل شيرين دولب
بوسه يعني مستي از مشروب عشق
بوسه يعني آتش و گرماي تب
بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس خوبه طعم عشق
طعم شيريني به رنگ سادگي
بوسه يعني آغازي براي ما شدن
لحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه آتش ميزند بر جسم و جان
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان
بوسه يعني شادي و شور و نشاط
بوسه يعني عشق خالي از گناه
بوسه يعني قلب تو از آن من
بوسه يعني تو هميشه ماله من
يه روز تو جهنم همديگرو مي بينيم
آخه هر دو تامون جهنمي هستيم
تو به جرم اينکه قلب منو دزديدي
و من به خاطر اينکه به جاي خدا تو رو پرستيدم
اما الان که نمي بينمت عاشق خودت هستم
عشق یعنی بدونی که نمیشه اما نتونی ترکش کنی
عشق یعنی وقتی دیدیش تنت اونقدر گرم بشه که دکمه پیراهنت رو باز کنی یا آستینت رو بزنی بالا .
عشق یعنی فرار از تیررس نگاه معشوق حتی در تابلوترین نقطه دنیا .
عشق یعنی وقتی سفر رفتی تو جیبت قلبش رو با خودت ببری .
عشق یعنی چیزی رو شریکی خوردن حتی یک شوکولات کوچولو .
عشق یعنی آرامش در کنار معشوق حتی هنگام درد .
عشق یعنی فراموشی درد یک جراحت .
عشق یعنی فراموشی خود ...
حتی پروردگار بی نیاز هم، عاشق بود اما معشوق بودن را می خواست... پس تو را آفرید!
تردید نکنید که عشق یک طرفه راه به جایی نمی برد...
( مثل اینکه منم باید اینو باور کنم )
هر چقدر شیفته تر باشید، بیشتر تو دهنی می خورید. هر اندازه بیشتر بدوید، کمتر می رسید. هر اندازه بیشتر دستان اشتیاق را بگشایید، بیشتر محروم می شوید. هر اندازه بیشتر عطا کنید، بیشتر منع تان می کنند...
و دست آخر هم خطاکارید و بدهکار!
این را هم بدانید که اغلب آزمودن عشق معشوق، کار سختی نیست... کار سخت گریز از نادیده گرفتن نشانه های ضمنی و آشکار است. هشدارهای ایمنی معمولا نادیده گرفته می شوند. عشق واقعی، عشق به خود شماست. به وجود مادی و سرمایه وجودی شما... نه به جایگاه، پول، یا موقعیت... حتی اگر موقعیت معنوی شما باشد.
یادتان نرود که معشوق همه چیز شما را دوست دارد، همه چیز شما را!
عاشق شما از دوری تان درد می کشد... دلگرفتگی و ملال خاطرتان را تحمل نمی کند (حتی وقتی چنان خطایی کرده اید که استحقاق تنفر دارد). از شما کناره نمی گیرد... بهترین راه مداوای خطاهای شما را نثار عشق می داند و با شمشیر برنده اشتیاق شما را به راه می آورد. مجازات می کند اما انتقام نمی کشد. اشتیاق، منش همیشگی اوست.
نخستین و اولین نشانه عشق، سخن عاشقانه است... اگر ابراز شیفتگی نبود، دل بستن، بالاترین گناه است و بلاهت. نگران نباشید: هر انسانی به فطرت خود سخن تصنعی را از ابراز عشق حقیقی باز می شناسد... اینجا هم خطر اصلی نادیده گرفتن نشانه های ضمنی و آشکار است.
خوش سرانجام ترین عاقبت برای عشق یک طرفه، این است که معشوق عاشق عشق شما شود ...
نتیجه منطقی: عجله نکنید... عشق گرفتنی نیست، دادنی است... آوردنی نیست، آمدنی است. یافتنی نیست، پیدا شدنی است!
نتیجه رفتاری: اگر بیش از حد عاطفی هستید... بازهم عجله نکنید. بهتر است اول معشوق باشید... بعد عاشق شوید... اما اگر عاشق نشدید، ناجوانمردانه ترین کار، پرکردن جای معشوق در قلب یک عاشق صادق است..
تقدیر
باید قبول کرد که بعضی چیزا کاملا وابسته به تقدیره. عشق هم به نظر من تقدیر رقم میزنه.کمتر عاشقی رو می شناسم که معشوقش رو با قصد قبلی انتخاب کرده باشه.
عشق یه حادثه ناگهانیه که وقتی اتفاق افتاد بعد حس می شه.
وقتی احساس می کنی داری عاشق می شی یعنی مدتهاست که عشق بوجود اومده و تو تازه داری متوجهش می شی...
اسمان جز تقدیر نمی بارد بر شانه های زمین...
و زمین جز تقدیر حمل نمی کند بر شانه های خود.
چاره ای نیست
جز تقدیر جوانه نمیزند بر درخت
و نمی روید جز تقدیر
ادعای عاشقی اسونه..
لذت زندگی به عشقه. به نظر من عاشقا خوشبخت ترین ادمای دنیا هستند. عاشقایی که فکر میکنن که از زندگی لذت نمی برن یعنی عاشق نیستن.
بعضیا ادعا می کنن عاشقن در حالی که عاشق نیستن . تنها وابسته شدن و اسم این وابستگی احمقانه رو گذا شتن عشق.
و بعضیا حساب کتاب کردن و با و بعد از کلی جمع و تفریق یه نفرو انتخاب کردن و اسمش رو گذاشتن معشوق.
این جور ادما اگه بعدها حساب کتابشون فرد دبگه ای رو تایید کنه قبلی رو باطل ا علام میکنن.
می دونم که عشق خود به خود اتفاق میافته و تاریخ مصرفم نداره.
کاش ادما می فهمیدن...
ارزش ادما به میزان عاشقی شونه.
شاید حرفم درست نباشه یه بار دیگه هم گفتم که بی ارزش ترین قطب یک داستان عاشقانه معشوقه. گاهی فکر میکنم هدف عشقه نه معشوق.
فکر میکنم هر عشقی می تونه عا شق رو بزرگ کنه مثلا عشق چنگیز به جاودانه شدن یا هیتلر به قدرت یا قارون به مال ...
البته کاری به خوب و بدش ندارم.مستقل از خوب یا بد بودن این عشقه که عاشق رو بزرگ میکنه نه معشوق...
تنها یه معشوقه که از عشق بالاتر میتونه باشه و اون افریدگار عشقه ...
همین.