تبليغاتX
شمیلا
شمیم بهشت از دور می رسد .

صحبت از فکر نیست,نه ...نگاه کن

من چه عاشقانه بر شقایق ها عاشق شدم

صحبت از کره ایست که گلهایش را

نفرت پستی گرفته است

ببین!...من با تمام وجود میگریم...

برای خودم...برای شقایق ها ...و میمیرم در آن سوی مرگزار...

+ نوشته شده در  84/10/14ساعت 17:56  توسط شمیلا  | 

در زمان ها ي گذشته ، پادشاهي تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و براي اين كه عكس العمل مردم را ببيند خودش را در جايي مخفي كرد. بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از كنار تخته سنگ مي گذشتند. بسياري هم غرولند مي كردندكه اين چه شهري است كه نظم ندارد. حاكم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و ... با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمي داشت . نزديك غروب، يك روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد. بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرار داد. ناگهان كيسه اي را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا كرد. پادشاه در ان يادداشت نوشته بود :
" هر سد و مانعي مي تواند يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشد."
 
 
+ نوشته شده در  84/10/14ساعت 17:49  توسط شمیلا  | 

مراقب خودت باش !

میدونی این جمله رو کیا به هم میگن ؟

میدونی کی میگن ؟

میدونی واسه چی اصلاْ میگن ؟

اصلاْ گفتن این جمله ضرورت داره ؟

این رو باید از کسایی بپرسیم که عاشق شده باشند .

اون ها خوب میفهمند این یعنی چه !

یا یه کشیده آبدار

از کسی که عاشقش هستیم

و انتظار همچین کاری رو از اون نداریم !

شیرینه نه ؟!

نوش جووووووون!

+ نوشته شده در  84/10/07ساعت 18:56  توسط شمیلا  | 

دیدن تو مثل زیارته

دیدن تو مثل ترانه است

دیدن تو اشکه

دیدن تو لبخنده

دیدن تو طراوته

دیدن تو شکوفه هست

دیدن تو پوشش دلتنگیه

دیدن تو هوسه

دیدن تو نفسه

دیدن تو قفسه ثانیه هاست

دیدن تو التماسه یه نگاه ست

دیدن تو خوندن مردمکه

دیدن تو ابرو کمون شمردنه

دیدن تو شکاف لحظه هاست

دیدن تو توقف زمونه بی زمونیه

دیدن تو عشق میده

دیدن تو صفا میده

دیدن تو و اون پیشونیه بلند تو

به آدم ارتقا میده

اومدی باز دیدمت

داغ دلم تازه میشه

+ نوشته شده در  84/10/07ساعت 18:55  توسط شمیلا  | 

ديدمت واي چه ديداري واي

 نه نگاهي نه لب پر نوشي

 نه شرار نفس پر هوسي 

 نه فشار بدن و اغوشي

اين چه عشقي است که در دل دارم؟

ميگريزي ز من و در طلبت 

 من از اين عشق چه حاصل دارم؟ 

 باز هم کوشش باطل دارم

+ نوشته شده در  84/10/07ساعت 18:54  توسط شمیلا  | 

میدونستی عشق خوندنی نیست !؟

میدونستی عشق خوندنیه ؟

میدونستی فقط از روی چشم کسی میتونی بفهمی عاشقه ؟

میدونستی از روی صورت کسی میتونی بفهمی چقدر دوستت داره ؟

میدونستی میشه از روی لبهای گاز گرفته کسی تشخیص داد چقدر آدم رو دوست داره ؟!

میدونستی از عرق ژیشونی کسی میشه فهمید چقدر به آدم علاقه داره ؟

میدونستی از روی لرزش صدای کسی می شه فهمید چقدر آدم رو دوست داره ؟!

+ نوشته شده در  84/10/07ساعت 17:45  توسط شمیلا  | 

وای به وقتی که آدم زیبا باشه و زیباییش آدم رو فریب بده !

وای به وقتی که همسر آدم زیبا باشه اما دل نازیبایی داشته باشه !

وای به وقتی که آدم واسه سیر کردن شکم همسرش تا نیمه شب کار کنه اما غافل از اینکه همسرش همون موقع تو بغل دیگری خوابیده و داره بهش خیانت می کنه !

وای به وقتی که تموم هم و غمت این باشه همسر زیبایی داشته باشی اما همسرت تو رو امل و دهاتی بشمره !

پس من دوست ندارم مثل اون بدبختی باشم که این وضع رو داره !

دوست دارم همسرم به چشم کسی نیاد که یه روزی از دستش بدم !

خداوندا مرا از خائنان به خودم و خودت و خودمان قرار نده !   آمین !

+ نوشته شده در  84/10/07ساعت 17:41  توسط شمیلا  |